جامعه مدني، مشاركت مردمي و سازمانهاي غيردولتي

مفهوم جامعه مدني

مفهوم جامعه مدني، در برابر واژه انگليسي"Civil Society " و فرانسوي "Civil Societe " به كار مي رود. كلمه "Civil " از واژه لاتين"  “Civis مشتق شده است كه در دوران قديم به معناي"جامعه شهروندان"  به كار مي رفت.

مسئله قابل توجه، فرق قائل شدن ميان جامعه مدني و جامعه سياسي است، چون هر دو نقش سياسي بازي مي كنند و در تلاش اند بر سياست گذاريها و تصميم گيريهاي حكومتي و بازيگران عرصه سياست  تاثير گذارند. درباره رابطه ميان جامعه مدني و جامعه سياسي، به رغم اينكه عده اي احزاب سياسي و سازمانهاي غيرحكومتي را هم رديف و گاهي به يك معني به كار مي برند، بايد گفت:

  1. نهادها و سازمانهاي جامعه مدني درصدد به دست گرفتن حكومت نيستند، بلكه مي كوشند بر سياست گذاريها به نفع مردم تاثيرگذار باشند، در حالي كه نهادها و سازمانهاي جامعه سياسي مي خواهند حكومت را در دست گيرند.
  2. نهادها و سازمانهاي جامعه مدني مي كوشند صداي شهروندان را به گوش مسئولين برسانند، در حالي كه نهادها و سازمانهاي جامعه سياسي ، تشنه قدرت هستند.
  3. كشورهاي كمك دهنده و سازمانهاي بين المللي مي توانند نهادهاي جامعه مدني را كمك كنند تا از ارزشهاي دموكراتيك دفاع نمايند، در حالي كه اين كشورها و سازمانها نمي توانند سازمانهاي سياسي را كمك كنند، چون اين مسئله مداخله در امور داخلي كشورها به حساب مي رود.

جامعه مدني، حوزه اي مستقل و سازمان يافته است و همان طور كه تنظيم رفتار شهروندان و محدود كردن مداخلات دولت را بر عهده دارد، حلقه واسط ارتباط دولت با مردم نيز به شمار مي آيد. به بيان ديگر، جامعه مدني حيطه اي خارج از خانواده، دولت و كسب و كار است. اگر خانواده را حيطه خصوصي بدانيم، مي توانيم دولت را حيطه حاكميت و اعمال قانون و بازار را حيطه اقتصاد تلقي كنيم، بين اين عرصه، حيطه اي مي ماند كه متعلق به اجتماع است و آن را حيطه عمومي يا حيطه اجتماعي يا همان جامعه مدني مي ناميم.

مباني جامعه مدني

جامعه مدني بر اساس ساز و كارهاي چهار گانه ذيل استوار است:

الف) احزاب و تشكلهاي سياسي

ب)كانونها و مجامع فرهنگي، ادبي هنري، علمي، ديني و ....

ج)اتحاديه ها، سنديكاها، انجمنها و تشكلهاي حرفه اي و صنفي

د)شوراها و نهادهاي اجتماعي (شوراي شهر و روستا و..)(نوحي، 1376، ص20).

به اين ترتيب، جامعه مدني جامعه اي است متشكل از گروههاي ارادي، داوطلبانه، مستقل و خودگردان كه با هدف پيشبرد منافع، علاقه ها و سليقه هاي افراد تشكيل مي شود. اين گروهها مي توانند شكل صنف، اتحاديه، باشگاه، انجمن، سازمانهاي غيردولتي، سنديكا و موسسه هاي رسانه اي(ناشران، مطبوعات و راديو و تلويزيونهاي مستقل) را پيدا كنند. مجموعه اين گروهها بر اساس قاعده و مقررات مشخص، شفاف و روشن در شبكه اي از روابط مبتني بر روح مسالمت جويي، اخلاق مدني، مدارا و تساهل، همزيستي و همكاري با يكديگر به حيات خود ادامه مي دهند. اين تشكلها در جامعه، هويت سازماني مشخص و تعريف شده دارند و اين هويت عامل نگهدارنده آنان به شمار                   مي آيد(دفتر تحقيقات و مطالعات سياسي وزارت كشور، 1380،ص 225).

 

جامعه مدني و مشاركت مردمي

شهروندي و جامعه مدني دو مفهومي است كه همواره با يكديگر همراه بوده اند، در همين راستا بسياري از انديشمندان، جامعه مدرن را جامعه مدني مي دانند، زيرا مهم ترين ويژگي جامعه مدرن، پيوستگي تفكيك ناپذير آيين شهروندي و مشاركتهاي مدني است و در مركزي سياسي-جغرافيايي به نام شهر اتفاق مي افتد. در حالي كه حركت مردم در روند رو به رشد حيات مدني به سمت تكوين جامعه مدني است، از مفهوم"town" به مفهوم "city" مي رسيم.

قهرمان اصلي جامعه مدني، شهروندي است كه مشاركت از جمله حقوق اساسي وي به شمار مي رود. شهروندي به معني سطح برقراري ارتباط با نهادهاي جامعه و توانايي تحليل مسائل اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي همراه با مراقبت از محيط زندگي خود است؛ مانند دانستن اسامي مديران شهري، پذيرش مسئوليتهاي اجتماعي و ... شهروندي يكي از نقشهاي اجتماعي اصلي افراد در جامعه مدرن است(www.verdinejad.com).

مشاركت اجتماعي نيز بر گستردگي روابط بين گروهي در قالب انجمنهاي داوطلبانه، باشگاهها، اتحاديه ها و گروههايي دلالت دارد كه معمولاً خصلتي محلي و غيردولتي دارند. تعداد و گسترش سازمانهاي محلي و غيردولتي در يك جامعه شاخص و گوياي وجود مشاركت اجتماعي در آن جامعه است، تا جايي كه جامعه مدني به واسطه بسط و گسترش مشاركتهاي اجتماعي تعريف مي شود(http://bayani-sociology). از اين منظر، مشاركت اجتماعي ارتباط تنگاتنگي با جامعه مدني پيدا مي كند. با اين وصف، انديشه جامعه مدني بر اساس حضور مردم در صحنه و اصل نفع و مصلحت همگان است.

مشاركت اجتماعي براي تحقق، نيازمند بستري مناسب است و بدون آن جريان نمي يابد. بستر مناسب براي مشاركت اجتماعي مردم، تقويت جامعه مدني و نهادها و فرايندهاي وابسته به آن است. اساساً رمز موفقيت جامعه مدني در ايجاد و نهادينه كردن نهادهاي مشاركتي نهفته است و نيز مشاركت واقعي مردم به تقويت جامعه مدني منجر   مي شود. ويژگيهاي داوطلبانه، آگاهانه و ارادي بودن، مشاركت اجتماعي را به جامعه مدني پيوند مي دهند. انجمنهاي داوطلبانه بستري مناسب براي جذب مشاركت اجتماعي فراهم مي كنند. اتحاديه هاي صنفي، احزاب سياسي، بنگاههاي اقتصادي، خصوصي، شركتهاي تعاوني، گروههاي هنري، مطبوعات، موسسات خيريه و حتي اجتماعات محلي مشتمل بر ساكنان يك خيابان و محله مي توانند مثالهايي از نهادهاي مدني باشند. (دانشمندي،1377،ص 170).

تشكلهاي مشاركتي از يك طرف با جلب همكاري افراد، زمينه اتصال هر چه بيشتر آنها را به جامعه فراهم آورده و مشاركت فردي در امور اجتماعي را افزايش مي دهند و از سويي ديگر، با بسط شبكه هاي اجتماعي و تقويت همبستگي اجتماعي به گسترش مشاركت فعالانه و داوطلبانه افراد جامعه كمك مي كنند.

 

جامعه مدني و سازمانهاي غيردولتي

ما با دو نوع جامعه مدني سرو كار داريم: سنتي و مدرن.

در همه كشورها، صنعتي يا در حال توسعه، شبكه هايي از تجمع ها، اتحاديه ها و سازمانهاي خيريه غير منظم وجود دارد كه مي توان از آنها به عنوان نهادهاي جامعه مدني سنتي نام برد.   جامعه مدني سنتي به طور عمده به صورت غير رسمي، گاهي از طريق شبكه هايي از ارتباطات و گاهي از طريق پيروي از الگوها و نمونه هايي كه از گذشته هاي دور باقي است، سازماندهي شده، و از ساختار و تشكيلات رسمي كمتر بهره مي برد. اين نوع جوامع مدني، وقتي دولت ضعيف باشد از قوت بيشتر برخوردارند و مي توانند به نيازهاي مردم پاسخ داده و در راه ايجاد و تقويت "سرمايه اجتماعي" موثر واقع شوند.

جامعه مدني مدرن بيشتر توسط سياستهاي كشورهاي دموكراتيك شكل گرفته است. به عنوان يك ضرورت مصلحتي و كاربرد نارسا و كوتاه بينانه اصطلاح مورد بحث، مفهوم جامعه مدني در اين اواخر به رشد، تقويت  و توسعه مردم سالاري/دموكراسي پيوند يافته و در قالب مجموعه اي از سازمانهاي غير دولتي(NGOs ) با مرزهاي مشخص و جدا از دولت و خانواده تعريف شده است.

 بنابر اين جامعه مدني در اين كاربرد، به تعدادي از افرادي اطلاق مي شود كه به سازمانهاي غيردولتي سازمان يافته، رسمي و تخصصي وابسته اند يا براي اين سازمانها كار مي كنند. پيامد اين روند شكل گيري  شبكه اي است كه اكنون "جامعه مدني تخصصي" ناميده مي شود.

 دو ديدگاه عمده در خصوص ارتباط سازمانهاي غيردولتي و سازمانهاي جامعه مدني وجود دارد:

 اولين ديدگاه به هاري بلر مربوط است . او سازمانهاي غيردولتي را دربرگيرنده سازمانهاي جامعه مدني مي داند. سازمانهاي غيردولتي بر اهداف عمومي بيش از اهداف خصوصي تاكيد مي ورزند يا گروههاي داوطلبانه اي هستند كه با تاثير گذاري بر سياست هاي دولت، مقاصد ديگري به جز"كسب سود" دارند. شركتهاي خصوصي به دنبال سود و احزاب سياسي در پي به دست گرفتن قدرت سياسي هستند. در حالي كه هدف سازمانهاي غيردولتي در فرايند تاثير گذاري بر دولت، كسب سود شخصي نيست.  

ديدگاه دوم كه از سوي سازمان ملل متحد ارائه شده در كتاب مرجع جامعه مدني درج شده است. در بخشي از اين كتاب به بررسي رابطه دولت و جامعه و نيز سازمانهاي مختلف موجود پرداخته شده است. در اين تحليل، يك شكل سه بخشي شامل حكومت، بازار و شهروند ارائه شده است كه در ادامه به توضيح مختصر هر يك پرداخته مي شود.

  • ·هدف بخش عمومي، كه حكومت نيز ناميده شده فرمانروايي و حكومت است و براي رسيدن به آن از منابع دولتي استفاده مي كند؛ قوانين و مالياتها از اين قبيل هستند. براي تامين منابع از قدرت قانون، اجبار، تهديد و فرمانروايي استفاده مي شود.
  • ·بخش بازار، كه بخش خصوصي نيز ناميده شده است با هدف انتفاعي فعاليت مي كند و منابع آن نيز از دارايي خصوصي تامين مي شود. اين منابع از طريق تجارت و داد و ستد به دست مي آيد.
  • ·سومين بخش نيز، بخش دواطلبانه يا بخش شهروندي(جامعه مدني) است كه بر اهداف زير استوار است:

الف)فشار بر بخش حكومت و بخش بازار براي پاسخگويي به شهروندان،

ب) توانمندسازي شهروندان براي اشتراك مساعي،

ج) ارتقاي سطح زندگي شهروندان.

مهمترين منابع اين بخش، فرصتها، هدايا و كمكهاي شهروندان است. اين منابع از طريق ارزشها و تعهد مشترك با ساير شهروندان تامين مي شود.

 بدين ترتيب، انواع سازمانهايي كه در جامعه مدني وجود دارند عبارت اند از:

سازمانهاي حمايتي و گروههاي حقوق بشر، ائتلافهاي محلي، سازمانهاي غير حكومتي، سازمانهاي محلي، اتحاديه هاي زنان، جنبشهاي بومي، انجمنهاي مذهبي، فدراسيونهاي جوانان، اتحاديه هاي تجاري و مصرفي، رسانه ها، اتاقهاي بازرگاني و نهادهاي پژوهشي و گروههاي ادبي.

در اين تحليل، جامعه مدني به دو بخش عمده تفكيك شده است:

 نهادهاي جامعه مدني و سازمانهاي جامعه مدني.

مطبوعات، مجلس قانون گذاري، دانشگاه، رسانه ها و ... نهادهاي جامعه مدني هستنتد.

 سازمانهاي جامعه مدني، انواع متفاوتي از سازمانهايي هستند كه از طريق آنها شهروندان با هم اشتراك مساعي مي كنند. برخي از اين سازمانها فقط به اعضا و برخي ديگر به غير اعضا و به كل مردم خدمت ارائه مي كنند.

منبع : كتاب درآمدي بر مشاركت مردمي و سازمانهاي غير دولتي، تالیف  دكتر محمد رضا سعيدي – انتشارات سمت.