اولین گزارش وضعیت اجتماعی جهان در سال 1952 منتشر شد كه تاثیر زیادی بر توجه اندیشمندان و متخصصان توسعه به ویژه در آژانس های بین المللی گذاشت. این گزارش تنهابه توصیف شرایط اجتماعی موجود پرداخته بود، اما برنامه ریزان توسعه را بر آن داشت با اقداماتی فوری به تعدیل فقر بپردازند. این موضوع سبب شد كسانی كه به ارتقای كمی توسعه می اندیشیدند، در مقابل كسانی قرار گیرند كه به خدمات اجتماعی و افزایش رشد تولید ناخالص ملی كه به همراه خود رفاه اجتماعی را افزایش می داد، توجه داشتند.توسعه-اجتماعی
سازمان ملل متحد، به صورت ادواری گزارش های مختلفی را درباره وضعیت اجتماعی تهیه می كرد كه واژه "توسعه اجتماعی" به ندرت در آنها بیان می شد، ولی بدون آنكه تعریف مشخصی داشته باشد، در مقابل "توسعه اقتصادی" یا به عنوان جایگزینی برای مفهوم ایستای"وضعیت اجتماعی" به كار می رفت.
در سال 1962"شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل" تلفیق هر دو جنبه را پیشنهاد داد و در نتیجه در سال 1963، "موسسه تحقیقات اجتماعی سازمان ملل متحد" با تمركز بر "بهبود كیفیت زندگی مردم" تاسیس شد.
در دهه هفتاد تلاش شد توسعه به صورت همه جانبه و یكپارچه مورد توجه قرار گیرد. چنانكه یونسكو در بیانیه ای تصریح كرد:"توسعه باید یكپارچه و فراگیر باشد؛ فرایندی تمام عیار و چند وجهی كه همه ابعاد زندگی جامعه، روابط آن با دنیای خارج، وجدان و آگاهی آن را فرا می گیرد.

منبع : کتاب توسعه اجتماعی چشم انداز جهانی و وضعیت ایران،تالیف دكتر عبدالحسین كلانتری ، پیام روشنفكر، فرشید مقدم سلیمی . انتشارات دانشگاه تهران .

تعریف توسعه اجتماعی :

در هر بخشی از علوم اجتماعی، حوزه تعاریف، مغشوش و چالش برانگیز است. در مورد مفهوم توسعه اجتماعی نیز تعاریف بسیار زیادی وجود دارد. برای مثال گروه كاری توسعه اجتماعی بانك جهانی به تعاریف موجود از دو بعد نگریسته است:
معنای مثبت: توسعه اجتماعی به زبانی ساده به شرایط زندگی مردم برمی گردد؛ سطوح آموزششان، كیفیت زندگی و ثبات و كیفیت روابط و نهادهایشان. هدف این تعریف بیان بایدها نیست، بلكه تنها توصیف چیزهایی را كه هست، در نظر دارد.
معنای هنجاری: توسعه اجتماعی، اشاره ضمنی به اهداف اجتماعی دارد. برای مثال در نشست جهانی برای توسعه اجتماعی(WSSD) كشورها در بیانیه نهایی خود بر حمایت از سرمایه گذاری در كاهش فقر، توسعه منابع انسانی، اشتغال زایی دموكراسی، عدالت اجتماعی، خشونت زدایی و برابری تاكید ورزیدند.
در نهایت در سه محور زیر توافق حاصل شد:

  • مردم اهداف و ابزار توسعه هستند، چگونگی زندگی مردم معیار اثربخش بودن توسعه است و مشاركت و مسئول بودن در پیشگامی برای توسعه عوامل مهم در كامیابی آن هاست.
  •  ارتباطات، فرهنگ ها و نهادها سرمایه اجتماعی جامعه هستند. سرمایه های فیزیكی و انسانی و مدیریت سرمایه طبیعی بسیار توجه شده است، اما باید سرمایه اجتماعی بیشتری برای توسعه، شناسایی و تقویت شود.
  •  مردم، نهادها و جامعه، انگیزه توسعه هستند. برای اطمینان از اینكه اهداف و سیاست ها ممكن و موثرند، باید زمینه های اجتماعی، فرهنگی و نهادی را بهتر بفهمیم(word Bank,1997).

در راهبرد توسعه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا در سال 2002، كه زیر نظر جان كیت رنی، كارشناس برجسته بانك جهانی و استاد سابق دانشگاه كالیفرنیا در لس آنجلس تدوین شده، آمده است:"توسعه اجتماعی دربرگیرنده بعدی از توسعه است كه بر كنش ها و واكنش های انسانی، نهادها و روابط اجتماعی تاكید
می ورزد و بر آنها تمركز می كند."(پیران، 1382)
در گزارش توسعه اجتماعی در اروپا و آسیای مركزی در سال 2001 آمده است توسعه اجتماعی، پیش نیاز اصلی برای كاهش پایدار فقر و خواست بنیادین بانك جهانی است. از این منظر، تنها حكمرانی خوب، نهادهای قوی و كارآمد و جامعه اطلاعاتی پرتكاپو و شهروندان صاحب اختیار و قدرت می توانند دستیابی به اقتصادی را كه به صورت برابر و پایدار توزیع یافته، تضمین كنند. توسعه اجتماعی چارچوبی را فراهم
می آورد كه توسعه اقتصادی و انسانی را با تمركز بر نهادها و ارتباطاتی كه جامعه را می سازند، تكمیل می كند.

رویكرد بانك جهانی برای توسعه اجتماعی شامل موارد زیر است:

1. بهبود موثر، پاسخگو و شفاف نهادها و حكمرانی خوب
2. ایجاد امكان دستیابی یكسان افراد و گروه های اجتماعی به فرصت های اقتصادی از راه از بین بردن موانع رسمی و غیر رسمی اجتماعی و فرهنگی
3. بهبود جوامعی كه حقوق انسانی و مدنی را می شناسند و حفظ می كنند و از ارزش و جایگاه یكایك گروه های اجتماعی و افراد حمایت می كنند.
تعریف دیگری از بانك جهانی، توسعه اجتماعی را فرآیند ایجاد دگرگونی های بنیادی در ساختارها و روابط اجتماعی با انگیزه تحقق اهدافی همچون ادغام اجتماعی، انسجام اجتماعی و پاسخگو كردن كارگزاران، امكانات و سازمان های صاحب قدرت می داند. این امر مستلزم آن است كه به هنگام طراحی و راهبردهای توسعه، اطلاعات لازم و كافی در مورد پویایی شناسی قدرت، دستگاه فرهنگی و نظام ارزشی حاكم بر جامعه و همچنین ساختارهای رسمی و غیر رسمی اجتماعی در اختیار داشته باشیم.

نقاط مشترك در تعاریف توسعه اجتماعی :

  •  بهتر شدن وضعیت و كیفیت زندگی همه انسان ها نسبت به وضع كنونی
  •  تامین نیازهای اولیه انسان
  •  تامین حقوق انسان ها و مسئولیت پذیری در برابر یكدیگر
  •  توسعه نهادهای اجتماعی و بهبود ساختارهای این هاد و سازمان ها در جهت رفاه انسان ها
  •  بهبود روابط میان انسان ها و محیط
  •  تقویت و حمایت از استعدادها و توانمندی های انسان ها در جامعه و زندگی اجتماعی
  •  گسترش و تعمیق مشاركت انسان ها در تعیین سرنوشت خود و جامعه با همكاری سازمان ها و

نهاد هایی كه در جهت توسعه اجتماعی فعالیت می كنند.

در گردهمایی و نشست سران 117 كشور جهان در ماه مارس 1995 كه در كپنهاگ دانمارك برگزار شده بود، به صورت كلی ابعاد و شاخص های توسعه اجتماعی برای كشورها به شكل زیر مشخص شد:

  • الف) بهداشت و درمان
  •  ب) مسكن و جان پناه
  •  ج) آموزش
  •  د) اشتغال
  •  ه) جمعیت و تنظیم خانواده
  •  و) درآمد ملی و توزیع آن
  •  ز) برنامه رفاه و تامین اجتماعی


منبع : کتاب توسعه اجتماعی چشم انداز جهانی و وضعیت ایران،تالیف دكتر عبدالحسین كلانتری ، پیام روشنفكر، فرشید مقدم سلیمی . انتشارات دانشگاه تهران .